محمد على مجاهدى
51
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
خاك سپرده شد . پارهاى از عمر خود را به صنعت چيتسازى و پارهاى ديگر را به شبيه گردانى گذرانيد . « 1 » ديوان اشعار او به چاپ رسيده ولى در دسترس نگارندهء اين سطور قرار نگرفت . از اوست : اى شمر ! ساخت تشنگى امروز كار دل * آخر نشان ز جرعهء آبى شرار دل من يك تنم ز بهر شهادت درين زمين * يك دل براى كشتن من شد هزار دل ! كس باخبر نشد ز دل پرشرار من * جز نيزه و سنان كه خبر شد ز كار دل خنجر مكش به كشتن من ، مىكشد مرا * داغى كه گشت از غم اكبر دچار دل « 2 » 34 . شباب يكى از شعراى معاصر با فرهاد ميرزا - معتمد الدوله در تاريخ بناى بركهء كاظمين در « باب المراد » كه توسط وى احداث شده است ، طى قصيدهاى ماده تاريخ بناى مذكور را بدون افزايش و كاستى در مصراعى گنجانيده است : در مجمعى ز سال بنا كرد چون سؤال * برخاست ز آن ميانه يكى مؤمن سعيد پر كرد جام و داد ، روان گشت و گفت و رفت : * ( آبى بنوش و لعنت حقگوى بر يزيد ) « 3 » كه سال 1304 ه . ق را نشان مىدهد و باور زلال شاعر را در خاطر آدمى جلوهگر مىسازد . آبانبارى در يزد نيز به فرمان شاه سلطان حسين صفوى در سال 1121 ه . ق ساخته مىشود و شاعرى كه نامش مشخص نيست ماده تاريخ سال احداث آن را در مصراعى استخراج مىكند و بر روى سنگ مرمرى بر سر در آبانبار نقش مىبندد : بهر تاريخ اين خجسته مقام * مصرعى خواستم دهم انجام آمد از غيب ، اين نداى جلى : * ( لعن بر قاتل حسينِ على ) « 4 » كه از نظر حروف ابجدى با عدد 1121 برابر است و سال احداث آبانبار مذكور را نشان مىدهد . 35 . الفت هندى « از راجههاى هنود است . در صبح گلشن مىنويسد كه راجه الفت راى بهار فرزند راجه لالجى ، بهادر قوم كاتيهه لكنهوى است كه پدرش در سلطنت لكنهو به عهدهء
--> ( 1 ) . دورنمايى از شهرستان بروجرد يا تذكرهء حسين حزين ، ص 394 و 395 . ( 2 ) . همان ، ص 400 و 401 . ( 3 ) . مواد التّواريخ ، حاج حسين نخجوانى ، تهران ، كتابفروشى ادبيه ، سال 1343 ، ص 711 . ( 4 ) . همان ، ص 672 .